برچسب:
نویسنده: رویا صالحی
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی
دوباره روزای اخر توی خونه موندن فرا رسید...دوباره باید برم یزد.نمیدونم اونجا از بیکاری چکار کنم...خدا کنه که کارم درست شده باشه.برام دعا کنین....استرس دارم.خیلی.
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی

برچسب:
نویسنده: رویا صالحی
بلاخره اومدم یزد.....احساس بدی ندارم.هنوز جواب نامه ام نیومده...دارم والیبال نگاه میکنم.راستش بذارین یه اعتراف بکنم...قدیما یه مطلبی توی یه کتاب خوندم که از اون موقع همیشه موقع بازی ها یادم میاد.اون مطلب این بود:امام زمان گفته که اگر انسان ها به اندازه موفق شدن یه تیم فوتبال برای اومدن من دعا میکردن من تا حالا ظهور کرده بودم.......
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی
با هم اتاقیم قهر کردم.قهر که نه،سرسنگین شدم.چون خیلی مغروره.جز خودش کسی رو نمیبینه.اهل این که کار کسی رو راه بندازه نیست.البته از اولش این جوری بود.ولی از بس دیگه این کاراشو تکرار کرد منم دیگه ولش کردم.به قول یه شعری میگه:خوبی که از حد بگذرد،نادان خیال بد کند. ....به نظر شما با این جور آدما چه جوری باید برخورد کرد؟
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی
امروز برای نماز مغرب رفتم مسجد....مسجد افطاری داده بود.ساندویچ سوسیس.بوش بد جوری دل ادم و اب میکرد.اما به همه نرسیده بود.با خودم گفتم کاش الان یه ساندویچ به منم میدادن...دیدم یهو زنه کنار من از توی کیفش ساندویچی در اورد داد به من گفت مال تو......خیلی خوشحال شدم.انگار خدا صدامو شنید
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی